چند روزی در اصفهان

میدان نقش جهان

بخش اول :

تقریبا ساعت ۱۵/۳۰ بعد از ظهر روز چهارشنبه ، نهم فروردین ماه سال ۱۳۹۶ ، من و طاهره خانه را به سمت ترمینال جنوب با تردید و دو دلی ترک کردیم ، این سفر از پیش برنامه ریزی شده بود ، اما به خاطر بدی هوا که مدام از شبکه های تلویزیونی ایران برای مسافران نوروزی اعلام می شد ما هم برای رفتن تردید داشتیم که برویم یا نه ؟

بلاخره رفتن را بر ماندن ترجیح دادیم ، چون من همیشه بر این باورم که رفتن در هر شرایطی بهتر از ماندن است ، درست یا غلط بماند .

از یکی از تعاونی های ترمینال جنوب که یادم نمی آید کدام تعاونی بود دو بلیط « وی آی پی » به مبلغ هر نفر ۳۰ هزار تومن برای اصفهان تهیه کردیم و دقیقا ساعت ۱۶/۳۰بعد از ظهر تهران را به مقصد اصفهان ترک کردیم .

پسندیدم(۱۳)نپسندیدم(۰)
Continue Reading

اینجا ، چهار محل .

جهار محل

چهار محل دهستانی در بخش خورگام از توابع شهرستان رودبار در استان گیلان می باشد . دهستان چهار محل متشکل از چهار روستا به نام های سرمل ، سوسف ،ماشمیان و لیاول است ، که پس از زمین لرزه سال ۱۳۶۹ رودبار و ویرانی ها و خرابی های زیاد در این منطقه ادغام شده و چهار محل نامیده شدند .

در این سفرنامه از زیبایی های چهار محل بخوانید .

ساعت ۹ صبح روز جمعه بیست و هفتم اسفند ماه به همراه مهستی و پریسا از خانه بیرون آمدیم ، هوا ابری ، سرد و مه آلود . تمیز ، اما دلگیر . هم جمعه دلگیر هم هوای مه آلود رشت با باران ریز ریز که در اغلب اوقات از سال از آسمان می بارد و گاهی وقت ها آدم را کلافه می کند و کفر آدم را در می آورد ، هر جا می خواهی بروی یا باید از دم در خانه سوار بر خودرو شوی ، یا اگر دلت ترکید و خواست کمی پیاده روی کنی حتما باید پوتین و بارانی بپوشی و یک چتر هم همیشه به همراه داشته باشی .

در ابتدا برنامه خاصی برای رفتن به جایی نداشتیم و قرار بود در خود شهر رشت راه برویم و بگوییم و بخندیم و غذاهای خوشمره بخوریم و عکس بگیریم ، که ناگهان مهستی گفت برویم چهار محل ؟

پسندیدم(۹)نپسندیدم(۰)
Continue Reading

کاکا ، پشت همین کوه .

کاکا

در هوای نسبتا سرد اسفند ماه در همین حوالی قدم می زنم ، همه چیز را زیر نظر دارم ،درختان ، آدم هایی که قدم می زند ، تاکسی ، موتور ، ……… و سعی می کنم یک سوژه مناسب این روزها برای عکاسی و نوشتن پیدا کنم .

اما ناگهان در میان قدمهای آرام به جایی می رسم که یک طرف کوه های کم ارتفاع و بر بالای آن یکی دو قلعه تاریخی که شاید قدمت آن به ۱۲۰۰ سال پیش برسد ، و در طرف دیگر کوه هایی در امتداد  هم و کمی بلند تر ، که به نظر می رسد معدن باشد ، کمی دورتر که نظاره می کنی گنبد سبز کوچکی به چشم می خورد که با توجه به شناختی که از منطقه دارم فکر می کنم باید مدفن یکی از بانوان ایران در زمان ساسانیان است .

پسندیدم(۹)نپسندیدم(۱)
Continue Reading

گریز خورشید

گریز خورشید
گریز خورشید

یک روز مانده به آخر اردیبهشت ، و من بر آنم که برای یک پیاده روی سبک  به یکی از زیباترین مناطق ییلاقی تهران  پا بگذارم .

نمی شود نرفت ، هم آخر اردیبهشت است ، هم هوا جوری خاص که گاه می بارد و گاه خوشید می نازد .

پسندیدم(۷)نپسندیدم(۰)
Continue Reading

باسعیدو ، اردیبهشت ۱۳۹۵

باسعیدو

پایت را روی گاز ماشین که می گذاری باید به این فکر کنی ۱۴۴ کیلومتر راه را باید گاز بدهی و یادت هم نرود که کلاچ و ترمز بگیری و در ذهن خود تجسم کنی که می خواهی یکی از زیباترین جاده های ایران را که به انتهای جزیره قشم می رسد را رانندگی کنی .
درست حدس زدی می خواهیم برویم به غربی ترین روستای جزیره قشم در محدوده بخش شهاب شهرستان قشم .
آخرین روستایی که می شود گفت اگر جزیره قشم را به شکل یک دلفینی که بر روی آب آمده است در نظر بگیری که بالش هم کاملا مشخص است ، می توان گفت باسعیدو در دم این دلفین بزرگ قرار دارد .
روستایی با ۴۷۰ خانوار و جمعیتی بالغ بر دو هزار نفر .

پسندیدم(۷)نپسندیدم(۰)
Continue Reading