کاشف غار قلاء

یوسف سورنی نیا

خوانندگان عزیز ، در این نوشته ضمن معرفی مختصر از غارنورد بزرگ کشورمان « یوسف سورنی نیا » به چگونگی اکتشاف غار قلاء می پردازیم . باشد که مردان و زنان بزرگ فراه راه آینده ما باشند .


نام : یوسف

نام خانوادگی : سورنی نیا

نام پدر : مرادجان

نام مادر: شربت

تاریخ تولد : ۱۳۵۵

محل تولد : روستای سورنی ، کرمانشاه ، ایران

وضعیت تاهل : مجرد

تحصیلات : دیپلم

شغل : تکنسین کار در ارتفاع

تاریخ شروع فعالیت های ورزشی : ۱۳۶۶ جودو و ۱۳۷۲ کوهنوردی

 

فعالیت ها :

۱-    جودو :

چندین عنوان قهرمانی در رده های نوجوانان ، جوانان ، امید و بزرگسالان کشور .

شرکت در چند ترنمنت بین المللی جودو .

۲-     کوهنوردی :

نفر دوم مسابقات کوهپیمایی جوانان کشور در سال  ۱۳۷۲ .

صعود به قله های لنین یا ابن سینا در قرقیزستان ، البروس که بلندترین نقطه اروپا در روسیه است . قله های داخلی دماوند ، علم کوه ، سبلان ، دنا ، اشترانکوه ، تفتان و ……

۳-    غار نوردی :

۱۰۱ بار پیمایش غار پراو که ۲۲ بار آن تا عمق ۷۵۲ متری بوده است .

عضو تیم فاتح غار سم .

عضو تیم فاتح غار اوول ( عمیق ترین غار چهار محال بختیاری ) .

سرپرست و کاشف غار هیکل ( عمیق ترین غار استان اصفهان)  .

شرکت در اکسپدیشن بین المللی  ۲۰۱۵ غار کروبرا ( عمیق ترین غار جهان در جمهوری آبخازیا و اکتشاف در عمق ۱۷۰۰ متری ،  و ۱۶ شبانه روز ماندن در اعماق غار ( رکورد توقف در غار ) ) .

شرکت در اکسپدیشن بین المللی  ۲۰۱۶ غار کروبرا ، و نفوذ در چند شاخه متفاوت تا عمق های ۷۰۰ ، ۱۷۱۰ و ۲۰۸۰ متری غار کروبرا ، و شرکت در فرآیند نقشه کشی این غار .

سرپرست و کاشف سوپر چاه قلا ، دومین چاه عمیق دنیا با ژرفای‌ ۵۶۲ متر .

اکتشاف ده ها غار عمودی و افقی در سطح کشور .

 


اول تا آخر اکتشاف قلاء را اینجا بخوانید .

تصویری را که در بالا می بینید ، نقشه کامل سوپر چاه قلاء است ، دومین چاه ژرف جهان .

سخنی با خوانندگان از زبان یوسف سورنی نیا :

شهریور ماه سال ۱۳۹۵ آخرین مرحله از فعالیت در انتهای پراو  توسط تیم ما به پایان رسید و با دستیابی به عمق منهای ۵۶۲ متری سوپر چاه قلاء توانستیم رکورد دومین چاه ژرف دنیا را بدست آوریم .

چاهی غول پیکر و منحصر بفرد کشف شده که ، بر عکس جوامع  خارج از کشور از استقبال خوبی در داخل برخوردار نبود . به جرات می توان گفت که این کشف اصحاب رسانه و حتی غارنوردان دیگر را علی رغم بزرگی کار انجام شده به وجد نیاورد.

این کشف ، گوشه و برگی از تاریخ غارنوردی ایران را مزین نمود که بعدها هیچ کس نمی تواند بی تفاوت از کنار آن بگذرد . هر چند هم اکنون بسیاری از حسن توجه به آن کم لطفی کردند و می کنند .

اما من باور دارم که هیچ کدام از این بی مهری ها نمی تواند از اهمیت این کشف بزرگ بکاهد ، و کسانی زمانی پی به بزرگی و اهمیت کار خواهند برد که ، خبر آن در کشورهای صاحب سبک غارنوردی دنیا به سرعت منتشر گردد و تا مدتها تیتر سایت های معتبر غارنوردی و غارشناسی آمریکا و اروپا شود و درخواست های بسیاری برای بازدید سوپر چاه غلاء از دیگر کشورها به دست ما برسد .

گزارشی کامل و جامع از اکتشاف غار قلاء از زبان یوسف سورنی نیا :

اجازه دهید به گذشته باز گردیم آن زمان که دهقان پیر دامنه های سرسبز پراو در مزارع خود واقع در روستای محجور

زالو آب مشغول جمع آوری محصولش بود و با دیدن من دست از کار کشید و پرسید پسر تو از کجا آمدی ؟

سالها قبل در پی کنجکاوی هایم عازم سرزمینی شدم که هیچ شناختی از آن نداشتم و نمی دانستم که چقدر باید راه بروم تا شاید به  جاده ای و یا روستائی برسم . این بود که ۱۳ ساعت در فلات پراو از صخره ای صعود ، و از شیبی فرود می رفتم . حفره های وسوسه انگیز فلات پراو  بیش از حد تصور من بود ، و تصور بازدید و  پیمایش آنها دور از ذهن می نمود . منطقه ای وسیع و تا چشم کار می کرد مملو از حفره ها و چاه های عمیق .

فلات پراو

اما سالها طول کشید تا پتانسیل غارنوردی کشور در حدی شود که انگیزه و توان کار در این منطقه بدست آید ، به گونه ای که تلاش های چند ساله من برای همراه نمودن تیمی جهت بازدید و کاوش در منطقه با عدم استقبال مواجه می شد .

تا اینکه تیرماه سال ۱۳۹۴در اولین برنامه همراه با تعدادی از دوستان و با هماهنگی فرماندهی لشگر۲۹ نبی اکرم سپاه کرمانشاه که در منطقه مستقر بودند با دشواری ها و کمبودهای فراوانی که داشتیم عازم منطقه شدیم . راهی را که سالها قبل از آن پائین آمده و به روستای زالوآب رسیده بودم را به زحمت پیدا کرده و پس از چند ساعت کوهپیمایی خسته کننده و سرو کله زدن با قاطرهایی که توان حمل بار را نداشتند ، به  انتهایی ترین قسمت فلات پراو سیدیم .

سپیده دم فردای آنروز در حالی که دیگر دوستان خسته از صعود با کوله های سنگین در خواب بودند گشتی کوتاه در حوالی زدم ، حفره های فراوان منطقه را بازدید کردم ، در کنار صخره ای بزرگ دسته ای کلاغ قیژ قیژ کنان به آسمان پر کشیدند ، تجربه تمام این سالها به من می گفت که باید در ورای این سنگ سترگ  چاهی باشد ! و حدسم زمانی که از آن صخره بالا رفتم درست از آب در آمد و با دیدن  آن شکاف عظیم و بی انتها اولین حرفی که بزبان آوردم این بود  ((  واوو عجب سوپر چاهی )) .

هر چند زوایای مختلف چاه به خوبی دیده نمی شد ولی نشانه ها از عمق زیاد آن حکایت می کرد .

بعد از بازدید و بررسی این چاه ، ژرفای بی حد آن بر همه ما مشخص گردید  . کار بزرگی در پیش بود و می بایست بر گردیم و با آمادگی بهتر و مجهز تر بازگردیم .

باید بگویم که سفری دیگر در پیش بود و من برای فعالیت در کروبرا به مدت یک ماه عازم روسیه شدم ، در این بین دوستان همراه با هماهنگی برنامه دوم سوپر چاه قلاء را اجرا کردند و در این برنامه مقدار زیادی تجهیزات و وسایل مورد نیاز را به منطقه حمل و در گوشه ای پنهان کردند . این بارگزاری بدون زحمت و دردسر همراه نبود . قاطرهای سپاه که تا آن زمان بار چندانی حمل نکرده بودند باعث زحمت مضاعف نفرات شده بودند . ولی زمینه را برای فعالیت مرحله بعد مهیا شد .

در سومین  مرحله از برنامه و در پی آشنائی چند مرحله قبل ما با منطقه ، کار روان تر انجام می شد و با سرعت بیشتری به محل کمپ سوپر چاه رسیدیم  . مقدار زیادی تجهیزات کار را برداشته و داخل چاه شدم  در همان ابتدای کار و در پی ۵۰ متر فرود به اولین چالش برخورد کردم . شیب دیواره های چاه منفی می شد و به تدریج از دیواره چاه فاصله می گرفتم ، زیر پایم سیاهی بی انتهایی دیده می شد ، امکان فرود با این وضع غیر ممکن بود تمام قسمت های مسیر را از نظر گذراندم ولی فکر بهتری و مسیر مطمئن تری پیدا نکردم .

روز بعد کیسه باری از دست سامان سقوط کرد و در سکوی میانه چاه متوقف شد ، که بعد از ترسیم نقشه مشخص شد که ژرفای چاه تا آن نقطه ۳۵۷ متر بود. این یعنی اگر می خواستم مستقیم فرود روم  می بایست مثل همان کیسه بار در همان سکو به جائی برخورد کنم و مابقی مسیر در فضائی معلق باشم ، حتی اگر طنابی هم با طول ۴۰۰ متر همراه داشتم .

فکری به  ذهنم رسید و به همین خاطر تا کارگاه قبلی صعود کردم ، کمی برایم رعب انگیز بود ولی چاره دیگری نداشتم . این شرایط را تصور کنید  : کیسه بار طنابی ۱۰۰ متری ، به همراه دریل و دیگر وسایل سنگین  رول کوبی که به خود آویزان کرده بودم .

سوپر چاه قلاء

وقتی به دیواره رسیدم با پا ضربه ای به آن زدم و عقب رفته مجددا به دیواره برخورد کردم  ، و در تکرار بعد فرود رفتم و باز هم به دیواره با پا ضربه زدم  و فرود رفتم چند بار که این کار انجام شد به جائی رسیدم که می بایست کارگاه بعدی را در آن جا نصب کنم ، ابزار فرود را قفل کردم ، و با چنگ و دندان دیواره را گرفتم ، اسکای هوکی را در شکافی فرو کرده و به آرامی وزنم را روی آن منتقل کردم ، در حالی که یک چشمم به اسکای هوک بود که از جا کنده نشود ابزار های رول کوبی را برای نصب کارگاه آماده کردم ، نفس در سینه ام حبس می شد وقتی  پائین و سیاهی مه آلود چاه غول پیکر را می دیدم . دریل را آماده کردم و آن را به جائی که می بایست کارگاه بعدی ما شود نشانه رفتم ، تق تق تق تق تق و صدای دریل بود که با صدای قلاء در هم می آمیخت ،احساس بی وزنی کردم و به میانه چاه پرتاب شدم در یک لحظه که چشم از اسکای هوک برداشته بودم  اسکای هوک از جای خود خارج شده بود و  چند متر به عقب رانده شدم  ، احساسی که در آن لحظه داشتم غیر قابل بیان است و شاید فقط کسانی که در آن قسمت اقدام به فرود یا صعود می کنند وضعیتم را تا حدودی درک کنند .

به سرعت خودم را بازیافتم و دوباره به دیواره چسبیدم  اگردامنه آونگ شدنم کم می شد و دسترسیم به دیواره از بین می رفت ، باید برای بار دوم تا جائی که به دیواره  چاه می رسیدم صعود می کردم .

کارگاه را نصب کردم و نفس راحتی کشیدم ، و کارگاه بعدی را هم به همین شکل زدم ، تا اینکه  بدنه چاه  عمودی شد و دسترسی به دیواره ها راحت تر شد .

پشت سر هم کار رول کوبی انجام گرفت و هر گارگاهی داستانی داشت شنیدنی .

ماجرای این کارگاه را مفصل بیان کردم که تا حدودی با شرایط کار در این چاه آشنا شوید .

در این زمان که من به همراه جمعی از دوستان از جمله سامان مفاخری مشغول کار ثابت گذاری بودیم  بیرون از چاه دیگران به امور کمپ می پرداختند . که مهمترین آن تهیه آب بود . منطقه فاقد چشمه و آب جاریست و تنها منبع تامین آب ما برف بود ، که به جرات می توانم بگویم این کار شاید از نظر خودم راحت تر از کار ثابت گذاری در چاه نبود .

لازم می بینم در اینجا تشکر و قدر دانی ویژه ای از عمو شکور بزرگی کنم که علاوه بر این که زحمات هماهنگی با سپاه را به عهده داشت در کارهای کمپ و به خصوص تهیه آب ، بیشتر از همه زحمت می کشید .

کار در روزهای بعد هم پیگیری شد و ما از عمق ۴۰۰ متری غار هم پائین تر رفته بودیم . اما چاه همچنان عمیق و عمیق تر می شد . تا جائی که باز هم با کمبود طناب و تجهیزات مواجه شدیم .

هوای شهریور ماه منطقه رو به سردی گذاشته بود و آخرین توده های برف نزدیک به کمپ را هم برای بدست آوردن  چند لیتر آب مصرف کرده بودیم .

به ناچار کار را با بارگزاری قسمت عمده ای از وسایل در منطقه ، تعطیل و به سال بعد موکول کردیم .

هم طنابان

تمام شواهد و مستندات حکایت از آن داشت که ما عمیق ترین چاه جهان را کشف کرده ایم ، و این باعث شد اختلافاتی در میان نفرات برای نحوه کار در سال بعد به وجود آید و جلساتی هم در این رابطه برگزار گردید که در یکی از این جلسات آقای پیمان یاوری که سرپرست وقت انجمن بود مسئولیت کار را به عهده گرفت .

کار بزرگ می نمود و ادامه آن مستلزم صرف هزینه بسیاری هم بود .

پس از چند ماه عهده دار بودن سرپرستی توسط آقای یاوری تنها چیزی که نصیب این تیم شد از دست رفتن فرصتی بود که می توانست برای مهیا کردن تیم بکار گرفته شود . به هر تقدیر با انصراف ایشان از سرپرستی به همین منظور جلسه ای تشکیل شد و به آقایان حاضر در جلسه ، از جمله آقای بابازاده  ، شکراله بزرگی و آقای داود مفاخری پیشنهاد پذیرفتن مسئولیت برنامه داده شد که مورد قبول واقع نگردید .

به همین خاطر خودم مسئولیت سر پرستی ادامه اکتشاف غار قلاء را بر عهده گرفتم .

پس از آن خودم را برای بهتر اجرا شدن برنامه آماده کردم و شرایط را برای حضور تمامی کسانی که  به قوانین شرکت در اکسپدیکشن های غارنوردی احترام می گذاشتند و اعلام آمادگی کردند را باز گذاشتم .

مجددا درابتدای تیرماه سال ۱۳۹۵ چهارمین  برنامه جهت بارگذاری ، مرتب کردن محل کمپ بیرون از غار ،  و ادامه کار در چاه توسط تیم انجام گرفت ، و این بار چهار غارنورد ایتالیایی از انجمن غارشناسی لاونتا  هم همراه ما بودند .

همراهان

در پی بارش های بسیار زیاد برف سال قبل ، بهمن بزرگی بخشی از طناب های ما را مدفون ساخته بود و هنوز دو توده بسیار بزرگ برف روی سکوی چهارصدمتری که ارتفاع آنها چند متر می شد وجود داشت . این رویداد مانع از ادامه پیشروی ما در چاه شد ولی وسایل و تجهیزات مورد نیاز را به قسمت های پائین چاه منتقل کردیم .

بزرگی و عظمت چاه ، آنقدر بود که غارنوردان ایتالیائی را به وجد آورد ، و آنان بی حد از منطقه و حضور در آن لذت بردند . در این برنامه چهار روزه ما توانستیم تا همان سکوی ۴۰۰ متری چاه را نقشه کشی کنیم .

اما برنامه پنجم ما در اواخر تیرما و برای سه روز اجرا شد . در پی این برنامه محل کمپ به دهانه غار قلاء منتقل شد ، و فعالیت داخل غار با وجود آنکه هنوز توده های برف وجود داشتند پی گیری شد و در عین ناباوری ، در حالی که تصور می شد عمق چاه بیش از ۷۰۰ متر باشد به کف تالار وسیعی رسیدیم که انتهای غار بود ، و ما به یاد شکوه و عظمت پایتخت پادشاهان ساسانی ایران ، نام آن تالار را تیسفون نهادیم .

در نهایت ششمین برنامه که به منظور تکمیل نقشه غار و جستجوی سطحی در منطقه و همین طور بازدید دیگر علاقمندان از غار در شهریور ماه سال ۱۳۹۵ اجرا گردید .

تالار تیسفون

سوپر چاه قلاء با عمق کلی چاه ، ۵۶۲ متر می باشد که بدون در نظر گرفتن عمق دریاچه انتهای آن محاسبه گردیده است ، که در رتبه دوم عمیق ترین چاه های دنیا قرار گرفته است .

اسامی کل نفرات شرکت کننده در مدت شش برنامه به شرح ذیل می باشد .

داوود مفاخری                                 حسین فروزنده

اسراء مفاخری                                افشین احمدی نژاد

رامین خورشیدی                              هادی احمدی نژاد

محمد رضا کیانی                             عبادالله غلامی

سعید محمدی                                احتشام مصدق

یونس شریعتمداری                           هیوا احمدی

وحید ولی الهی                               مجید زراوندی

ناصر روز نهان                                  بهزاد کرمی

نصیر گنجی                                    میثم فتاح پور

جمال قربانی                                  سامان مفاخری

مصطفی موسوی                            شکر الله بزرگی

محمد خلیل زاده                             سعادت لطفی زاده

میثم نجات                                     حشمت حیدریان

امید بهرامی                                    سرباز هانی

یوسف عبداملکی                              یوسف سورنی نیا

مینا رضایی

باید بدانید که :

* در جریان این برنامه حدود ۷۰ رول بولت ۱۰ میلی متری زده شده است ، مسیر ثابت گذاری شده دارای سه تراورس در عمق های حدودی ۱۵۰ متر ( کمپ اسرا ) ، سکوی ۴۰۰ متری در عمق ۳۵۷ متری ، و سومین تراورس در عمق ۴۸۰ متری می باشد .

*مسیر تا عمق حدود ۴۸۰ متری از ریزش آب دور است ، و تراورس سوم برای گریز از ریزش جریان آب ایجاد گردیده است که در آن نقطه برای چند متر از زیر جریان آب باید گذشت .

*تقریبا ۷۰۰ متر طناب برای پیمایش این چاه مورد نیاز است .

*تعداد کارابین های مورد نیاز برای پیمایش این چاه با توجه به تعداد کارگاه های آن حدود ۷۰ عدد می باشد.

*در عمق ۳۵۷ متری و در اواسط روز ، نوری که از دهانه غار به دورن هدایت می شود  همه جا را روشن می کند ، و این تنها چاهیست که می توان در این زمان و در این عمق بدون چراغ غارنوردی کرد .

*نور دهانه به طور مستقیم و در ساعاتی تا عمق ۳۰۰ متر نفوذ می کند .

*حجم چاه به گونه ایست که در آن ابر و مه تشکیل می گردد ، و دلیل آن برخورد دو جبهه هوای گرم و سرد به یکدیگر ، در عمق حدود ۶۰ تا ۱۵۰ متری دهانه غار است .

*راحت ترین مسیر دسترسی به دهانه غار از طریق تنگه نظامی کنشت است که مدخل آن در کرمانشاه و انتهای شهرک ظفر می باشد .

*مجوز سپاه برای تردد در این منطقه نظامی الزامی است .

*مسیر کوهپیمائی به صورت نرمال و با کوله متوسط حدود ۴ تا ۵ ساعت است .

*ارتفاع دهانه غار از سطح دریا ۲۸۰۰ متر است .

*فاصله هوایی آن با دهانه  غار جوجار حدود ۴ و تا دهانه غار پراو حدود ۵ کیلومتر می باشد .

*نام قلاء با الهام از نام کردی کلاغ هایی که از دهانه غار خارج شدند بر روی این غار با پیشنهاد سرپرست و موافقت اکثریت نفرات شرکت کننده در برنامه بر روی این چاه غار گذاشته شد .

در پایان باید با جرات و یقین به همه بگویم و اعلام کنم که اگر دوستان و همطنابان عزیز من نبودند ، هیچ وقت موفق به کشف و فرود از این چاه شگرف امکان پذیر نبود و باید بگویم که این کار ، نتیجه یک کار تیمی بزرگ و قوی بوده ، هست و خواهد بود ، و من به عنوان سرپرست تیم و عضوی از تیم در جایگاه خود ، از همه کسانی که در اکتشاف و ثبت سوپر چاه قلاء بی هیچ توقعی تلاش کردند نهایت تشکر را دارم و از همه کسانی که به هر شکلی به تیم اکتشاف در اجرای برنامه یاری رساندند و این کار بزرگ را در تاریخ غارنوردی ایران و جهان رقم زدند و اسم آنها در اینجا ذکر نگردیده است عذرخواهی می کنم .


قابل توجه خوانندگان عزیز :

این گزارش طی یک مصاحبه تلفنی با یوسف سورنی نیا تهیه گردیده است ، و ایشان عکس ها و مطالب مورد نیاز را به صورت فایل نیز ارسال کردند . یک نکته در رابطه با اینکه تیتر این گزارش « کاشف غار قلاء » انتخاب شد به این دلیل است که اولین بار آقای یوسف سورنی نیا این چاه را دیدند ، و همچنین انتخاب این تیتر به پاس تلاش های بی بدیل ایشان به جامعه غارنوردی کشور می باشد ، و لازم به ذکر است که این تیتر دلیل بر نادیده گرفتن تیم و تلاش های همه جانبه تیم در تمام مراحل اکتشاف نیست و نخواهد بود . من به نوبه خودم ارادت خود را به تمام تیم و تلاش آنها اعلام می دارم و به چنین کار تیمی افتخار می کنم . زنده باد کار گروهی .

تقدیم به همه دگر اندیشان که برای اعتلای نام وطن به گونه ای دیگر می اندیشند ، تنها متکی به تلاش خود هستند با اعتماد به نفس عمل  می کنند و ترس از خطر آن ها را از حرکت باز نمی دارد .

با احترام

شهربانو احمدی ماشک

۱۳۹۵/۱۲/۱۶

پسندیدم(۲۱)نپسندیدم(۱)
(Visited 701 times, 1 visits today)

دیگر نوشته‌های شهربانو

10 دیدگاه

  1. کار بسیار بزرگی انجام شده و من دست یک یک افراد شرکت کننده در برنامه رو می فشارم. امیدوارم بتونم از این غار دیدن کنم.

    پسندیدم(۴)نپسندیدم(۰)
  2. سلام بر کوهنوردان عزیز
    بخصوص هم ولایتی خودم جناب سورنی نیا

    بسی مایه خوشبختی و افتخار هستید

    پسندیدم(۲)نپسندیدم(۰)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *